خرید بک لینک
(الهی رحمتت را شاملم کنسراپا عیب و نقصم؛ کاملم کن) گنه کارم خطا کارم خدایانظر بر راه و رسم باطلم کن ازآن عشق الهی جام درجامبده ساقی خماری حاصلم کن خداوندا تویی معبود عالمکمک بر این زبان قاصرم کن تمام عمر درجهل و خرافاتخودت رحمی به روز آخرم کن ندانسته ندانستم چه کردمتورحمان و رحیمی چاره ام کن همی د

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

از سکوتِ اشک بر رخسارِ ما آگه نشدجز دو دست مرتضی اگه از این ابصار کیست؟#چاه می داند به جز مولا علیدیدهِ ِ خونیین دلِ اشکبارکیست؟ بینوا در ظلمت و فقرِ نهانخوب میداند امانت دار کیست؟ روسیاهان با تمامِ سنگدلیگفته اندمولای ما ستار کیست؟ درس عشق ومعرفت در کار اوذات اقدس درکلام،،رفتار کیست؟ عارف از بانگ

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

(یار با ما بیوفایی میکندبی گناه از من جدایی میکند) گوشه ایی بنشسته با سوز درونکنج خلوت بی نوایی میکند آنکه سرمست ازغرور وعشق بودشِکوه از دل نا خدایی میکند عشق را بازیچه ی دلدادگی کردرد پای دلبرش رایک نگاهی میکند عاقبت روزی پشیمان می شودمثل مجنون دربیابان زندگانی میکند آن کبوتر که پرید از لانه

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

آمدم چُرتی زَنم اما نشداز فراق آب این لب وا نشد کو اذان گوی محل خانه امهرچه گشتم یک بلال پیدانشد روزه خوار دربین مردم میخوردپس چرا این نابکار رسوا نشد این چه فرهنگیست مُلاجان بگوپس چرا این منبرت غوغا نشد صحبت ازاسلام فراوان کرده اییبهر دزدی و رِبا فریادِ یک فتوا نشد خوش بحال آن آخوندای قدیمداده ا

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

کور دلان خاک شوند در وطن میدهم این روح وسر وجان وتن کشورِ ایران که نشان تَهمتَن رهبر ما خامنه ایی بت شکن جنگ اگرسخت شودتن به تن هدیه به ایران شوداین خون وتن تاریخ ایران بجهان شد کهن یکدل و یکرنگ همگی هم وطن کشته شودمرد و زن داعشی راهزن این همه شیر گشته رها در وطن مشت زَند بر سر و صورت دَهن ادریس و

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

(جمعه ها دفتر شعر و قلم و تنهاییبعداز این شعراگر گریه کنم،می آیی؟!!) منتظر دست به دعا هرشب وهر روزچه شودمنجی عالم غم واین تنهایی؟ هرشبِ ِجمعه دلم پر بزند تا سرِ کویَتیک گوشه چشمی بنما دوست کجایی؟ ای زاده ی حیدر مددی بردل ما کناُفتاده اسیرانِ بلاییم چه بلایی ظلم و بیداد و ستم چاره ندارد برگردچند

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

ﺷﻌﺮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺖ ، ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﮯ ﻋﺎﺷﻘﻢ/رفتی ومن ماندم ومردم گفتند شاعرم ﻫﺮ ﭼﻪ ﮔﻮﯾﻢ ، ﺁﻩ ﺟﺎﻧﺎ ، ﻧﺰﺩ ﺗﻮ ﻧﺎﻻﯾﻘــــﻢ/با ردیف اَبروانت قافیه کردی دلم خویش را پنهان درون خویش کنمتو گمان کن من زخویشتن غافلم عشق می جوشد به نامت نازنینهرکه برمن میرسدباخنده گویدجاهلم سخت باشد در خودت زندان شدناین چکاری بود کر

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

(سربه رابودم ویک عمرنگاهم به زمینآمدی سربه هوا چشم به راهم کردی) من تربت پاکم زمین جای من استشیطان چرا با خَم اَبرو خرابم کردی عمری که ثوابی براندوخته بودمبا سلسله مویی نگاهی حرامم کردی توبه دیگرنکنم راهِ دگر باید جُستبی خبر آمدی و غرق گناهم کردی سربه زیر قبله ومحراب نظرگاهم بودساقیاباقدحی مست و خ

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

امشب دل من هوای دلدار نمودبر زلف نگار یک غزلی دار نمود مهتاب به صد عشوه دراین تاریکیچشمک زدن ستاره را خوار نمود آن زلفِ هزارچین درچین نگاردلداری شب تاختهِ را زار نمود .انگار فقط شب زدلم با خبر استآمد به سراغم کمی دیدار نمود آن چادر مشکین به سحر ناز کندگیسوی پریشان شده ازچادرگلدار نمود گفتیم ولی اف

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

عاقبت گُل ، مست بلبل می شودآدمی بایک کفن درخاک منزل می شود عاقبت خوردیم فریب از ناکساناین دل است دربند وغافل می شود هرکسی کو دور ماند از اصل خویش/درد و رنج روزگار بر او حاصل می شود عاقبت این هست ونیست گِل می شوداین تن و این جسم ..زایل میشود این چه سِریست من نمیدانم چرا؟وقت پیری هر کس عاقل میشود آخ

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 21:02

صفحه بندی